تبليغاتX
اسفیـــــدان نـــــوین
 
هــزار پیشه مــا پــر است از: مذهبی - اجتماعی - فرهنگی ...
 



دیگر هراسی از تنهایی ندارم شاید پایان راه باشد!!



همه آرام و بی صدا تنهایم گذاشتند.

همه رفتند حتی تو...چرا؟؟؟؟

آخر انصاف را چگونه معنی می كنی؟

به چه جرمی؟؟؟؟

به جرم اینكه دوستت داشتم؟؟؟

من كه از تو هیچ نخواستم.

میخواستم باشی من تو را دوست داشته باشم ...

همین.!!!

لحظه های بی تو بودن اگر چه سخت میگذرد

ولی میگذرد!!!

میگذرد!!!



  نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط ترکانلو   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM